على محمدى خراسانى
140
شرح كفاية الأصول (فارسى)
مؤكد همانطور كه نسبت به امر حالى حاصل مىشود ، هكذا نسبت به امر استقبالى هم حاصل مىشود ، چهبسا آن امر استقبالى به لحاظ اهميّت و ارزشى كه وارد اشتياق به او از امر حالى هم بيشتر است . آن امر استقبالى هم گاهى مئونه و مقدماتى ندارد ، مثل روزه گرفتن در ماه رمضان كه ولّى خدا و شخص عارف از اوّل ماه رجب ، خود را براى ضيافت الهى آماده مىكند و عشق به رمضان و روزه و ضيافت الهى از هماكنون در دل او موج مىزند و بايد منتظر بماند تا زمان بگذرد و ماه مبارك رمضان از راه برسد و روزه بگيرد . گاهى هم مقدّماتى دارد ، مثل حج كه از حالا بايد مقدمات را انجام دهد ؛ ولى تمام اينها به عشق حج است و به قول شاعر : در بيابان گر به شوق كعبه خواهى زد قدم * سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور « 1 » و شوق مؤكد از الآن در قلب او است . شوق زيارت امام معصوم از هماكنون و قبل از حركت از وطن در او مضاعف است . شوق زيارت والدين و صلهء ارحام و . . . از مدّتها قبل در دل او وجود دارد . پس هيچ مانعى ندارد كه هماكنون شوق مؤكد و اراده باشد ؛ ولى مراد و متعلّق اراده و مشتاق اليه در آينده متحقّق شود . قوله : مع انّه : امّا جواب دوّم ، برفرض در اراده سخن شما را بپذيريم و بگوئيم كه انفكاك اراده از مراد محال است ؛ ولى در باب طلب و بعث ، سخن شما را قبول نداريم و مىگوئيم كه قياس طلب و بعث در شرعيّات به اراده در تكوينيّات مع الفارق است و آن اينكه اصولا طلب و بعث محال است كه به امر فعلى و حالى تعلّق بگيرد و حتما بايد به امر استقبالى تعلّق بگيرد . نه تنها انفكاك وجوب و امر از واجب و عمل . ممكن است ، بلكه ضرورى و حتمى است . بيان مطلب : امر كردن و بعث و تحريك مكلّف به جانب عمل به منظور ايجاد داعى و انگيزه در او است . آنگاه اگر در حال امر كردن و همزمان با آن مكلّف سرگرم انجام عمل باشد ، امر كردن لغو و طلب حاصل است و اگر تا چند لحظهء ديگر مشغول انجام كار خواهد شد ( چه امرى باشد يا نه ) باز هم و لو بدنبال امر آن فعل انجام مىشود ، ربطى به امر ندارد
--> ( 1 ) - حافظ شيرازى .